تبليغاتX
شهر شهر فرنگه (جک عکس sms)

خواهر ابرومندم رقیه

این پست حذف شد


 

نوشته شده توسط roxana در 87/08/18 ساعت 4:20 AM موضوع | نظر ندي ايشالاه واجبي بزني اب قط بشه


جمعه بازار

پروفایل من

 

آخرين کلمات يک الکتريسين: خوب حالا روشنش کن...

 آخرين کلمات يک انسان عصر حجر: فکر ميکني توي اين غار چيه؟

 آخرين کلمات يک بندباز: نميدونم چرا چشمام سياهي ميره...

 آخرين کلمات يک بيمار: مطمئنيد که اين آمپول بيخطره؟

 آخرين کلمات يک پزشک : راستش تشخيص اوليه‌ام صحيح نبود. بيماريتون لاعلاجه...

آخرين کلمات يک پليس: شيش بار شليک کرده، ديگه گلوله نداره...

 آخرين کلمات يک پيشخدمت رستوران: باب ميلتون بود؟

آخرين کلمات يک جلاد: اي بابا، باز تيغهء گيوتين گير کرد...

آخرين کلمات يک جهانگرد در آمازون: اين نوع مار رو ميشناسم، سمي نيست...

آخرين کلمات يک چترباز: پس چترم کو؟

آخرين کلمات يک خبرنگار: بله، سيل داره به طرفمون مياد...

 آخرين کلمات يک خلبان: ببينم چرخها باز شدند يا نه؟

 آخرين کلمات يک خون‌آشام: نه بابا خورشيد يه ساعت ديگه طلوع ميکنه!

آخرين کلمات يک داور فوتبال: نخير آفسايد نبود!

آخرين کلمات يک دربان: مگه از روي نعش من رد بشي...

 آخرين کلمات يک دوچرخه‌سوار: نخير تقدم با منه!

 آخرين کلمات يک ديوانه: من يه پرنده‌ام!

 آخرين کلمات يک سرنشين اتوموبيل: برو سمت راست راه بازه...

 آخرين کلمات يک شکارچي: مامانت کجاست کوچولو؟.

 آخرين کلمات يک غواص: نه اين طرفها کوسه وجود نداره...

 آخرين کلمات يک فضانورد: براي يک ربع ديگه هوا دارم...

 آخرين کلمات يک قصاب: اون چاقو بزرگه رو بنداز ببينم...

 آخرين کلمات يک قهرمان: کمک نميخوام، همه‌اش سه نفرند...

 آخرين کلمات يک قهرمان اتوموبيلراني : پس مکانيکه ميدونه که با ...

آخرين کلمات يک کارآگاه خصوصي: قضيه روشنه، قاتل شما هستيد!

آخرين کلمات يک کوهنورد: سر طناب رو محکم بگيري ها...

 آخرين کلمات يک گروگان: من که ميدونم تو عرضهء شليک کردن نداري...

آخرين کلمات يک مادر: بالأخره سي‌دي‌هات رو مرتب کردم...

 آخرين کلمات يک متخصص آزمايشگاه: اين آزمايش کاملاً بيخطره...

 آخرين کلمات يک متخصص خنثي کردن بمب : اين سيم آخري رو که قطع کنم تمومه...

 آخرين کلمات يک معلم رانندگي: نگه دار! چراغ قرمزه!

 آخرين کلمات يک ملوان: من چه ميدونستم که بايد شنا بلد باشم؟

 آخرين کلمات يک ملوان زيردريايي: من عادت ندارم با پنجرهء بسته بخوابم...

آخرين کلمات يک نارنجک‌انداز : گفتي تا چند بشمرم؟

 

 

 زمان : ساعت هفت صبح

 مکان : ورودی دانشگاه آزاد اسلامی

آغاز ترم اول.

بنده خدا ایستاده و داره اینا رو با خودش واگویه می کنه : " یوهو ، ایول ، منم دانشجو شدم ، هی " دکتر جاسبی " روت کم شد؟ دیدی هر کاری کردی نتونستی پسر عموتو بیاری تو دانشگاه؟دیدی به حقم رسیدم؟ یوهو ، ایول دانشجو... " بعدشم موبایلشو در میاره و : " الو؟سلام مامان.آره خودمم آقا مهندس آینده ت... چطوری؟ بابا چطوره؟ دانشگاه؟ خوبه... عالیه. هنوز نرفته همه فهمیدن من قراره ثلث اولو با معدل بیست قبول بشم. همین الان یکی از دانشجوها داشت بهم می گفت بهت واسه هر امتحان پنجاه هزار تومن می دم بهم تقلب برسون... چی؟ من چی گفتم؟ معلومه دیگه گفتم من دنبال پول حروم نیستم. من اومدم خودم قبول شم... باشه مامان... باشه... اگه کس دیگه گفت قبول می کنم. چشم. سلام برسون. خدافظ " بعدشم حرکت می کنه بره تو دانشگاه که اولین حالو حراست ورودی بهش می ده : " آقای خوشگل... بده ببینم کارت دانشجوییتو... نمی دونی همینجوری نمی شه رفت داخل؟ تازه واردی؟ " راه می افته می ره دانشگاه و... ترم اول تموم می شه.

زمان : هفت و سی دقیقه صبح

 مکان : سرویس دانشگاه آزاد اسلامی

 آغاز ترم دوم.

 بنده خدا بازم ایستاده و داره اینا رو با خودش واگویه می کنه : " ترم اول که خوب تموم شد بریم ببینیم این ترمو چیکار میکنیم. دیدی "جاسبی" هر کاری کردی نتونستی منو اخراج کنی؟ بعدشم موبایلشو در میاره و : " الو؟ سلام مامان... آره خودمم دیگه پس می خوای کی باشه؟ آره هر چی تو می گی. آقا مهندس... خوبه؟ بابا اینا چطورن؟ بی خیال مامان خوبه... بد نیست دانشگاه... دارم می خونم... آره... چی؟ معدل؟... هفده و شصت و یک صدم. آره مامان... نه استادا حقمو خوردن... من رسیدم دانشگاه. کاری نداری؟... خدافظ "

 زمان : ساعت هشت دقیقه به هشت صبح

 مکان : ورودی دانشگاه آزاد اسلامی

 آغاز ترم سوم.

ای بابا این میترا چرا نیومد؟...ا؟...اون میترا نیس؟...پس این پسره کیه؟...بی وفای خیانت کار...بره گم شه...دختره هرزه...لیاقتمو نداشت... کی حال داره بره سرکلاس حالا؟...آقا یه بسته " کنت " بده... موبایلش زنگ می خوره.با خودش می گه : " مامانه س..." گوشی رو ورمی داره و : " الو؟... سلام... خوبم تو چطوری؟... چه خبر؟... نه می گذره دانشگاه... می گذره خلاصه... " . آروم به سیگار فروش می گه : " کبریت داری؟ ". مامانش می شنوه ازش می پرسه چی گفته. جواب مامانشو می ده : " نه هیچی. تو کلاسیم. این فندک بخاری کلاس خراب شده... نه مادر من شوفاژ کجا بود؟گاز کجا بود... ول کن ترو خدا... خدافظ... خدافظ... حوصله ندارم فعلا... دفه بعد باهاش صحبت می کنم... خدافظ... ". اواخر ترم دستمال دستش می گیره تا از استاد نمره بگیره تا مشروط نشه... و موفق می شه .

زمان : ساعت هشت و سی دقیقه صبح

مکان : منزل دانشجویی

 آغاز ترم چهارم.

 سیگاری تو دستشه و داره با موبایل فک می زنه : " خوب می گفتی سپیده جان... آره بگو عزیزم... می شنوم... " صدای زنگ بلند می شه. از پنجره بیرونو نگاه می کنه و به سپیده می گه : " سپیده جون بچه ها اومدن درس بخونیم باهم... فعلا کاری نداری... منم دلم تنگ می شه ولی درسم باید بخونم دیگه... قربونت عزیزم...دوست دارم... بوس بوس... خدافظ ". بعد درو باز می کنه : " سلام مژده جون چطوری؟.... بیا تا کسی ندیدت... " تلفن زنگ می زنه. نگا می کنه می بینه مامانشه... گوشی رو ورمی داره می گه : " الو سلام مامان... من الان دارم... نه مامان من خوبم... فقط الان دارم درس می خونم... چی؟؟ صدام واسه چی گرفته؟؟؟ " پیش خودش می گه چون جنسش خوب بوده اما به مامانش می گه : " خوب مادر من مال بلند بلند درس خوندنه دیگه... الانم دارم درس می خونم... باشه... خدافظ "

زمان : ساعت یازده و نیم شب

 مکان : مجلس پارتی

آغاز ترم پنجم.

صدای موزیک و دنس یه لحظه قطع نمی شه. " دی جی اگوستینو " داره می خونه. دود تمام فضا رو گرفته. چشماش سرخ سرخه. موبایلش زنگ می زنه. همینجور که داره خودشو تکون تکون می ده وشلنگ تخته می ندازه مونیتور گوشی رو می بینه و بعد دکمه سایلنت رو می زنه. رو مونیتور گوشی ، جای اسم تماس گیرنده نوشته : مامان

نیومده رفتیم...


 

نوشته شده توسط roxana در 87/06/08 ساعت 11:16 PM موضوع داستان های بامزه | نظر ندي ايشالاه واجبي بزني اب قط بشه


شهر فرنگ یک ساله شد...

 

اینجا ایران است

مجرد ها حق تفریح ندارند:

با دوستام رفته بودیم مثلا" تفریح سالم بکنیم ولی تفریح مارو...

بد جوری ضد حال خوردیم

تو این مملکت تفریح ناسالم راحت تر و در دسترس تر و آزادتره!!!

جالب اینجا بود کسانی که با دوست پسراشون اومده بودند رو راه دادند ولی ما رو راه ندادند!!!

تف به من!

تف به این مملکت!

تف به این زندگی!

تف به این روزگار!

این روزا اعصاب ندارم دور و برم نیاید که مثل سگ پاچه می گیرم!!!

 

 

سیلامممممممممممممممممممممممممممم

 

برگشتم....

 

مدتها بود نبودیم نه من نه زهرا این وبلاگ به امون خدا  سپرده شده بود الانم  مثله گذشته وقتمون ازاد نیس اما خوب کم و بیش این وبلاگ اپ میشه به نظراتش هم رسیدگی میشه به امید خدا این وبلاگ یک ساله شد یک سال از روزی که شورع کردم میگذره به عبارتی امروز تولده وبلاگمه تولده یک سالگیش

 تو این یک سال دوستای زیادی دورم رو گرفتند دوستایی که به دو دسته میشه تقسیمشون کرد

۱-دوستای حقیقی و واقعی

۲-مگسای دوره شیرینی همونایی که میگن تا پول داری رفیقتم قربون بنده کیفتم همونایی که تو سخت ترین شرایط ولم کردند

 

و از همه مهم تر یک نفر بود که حسابش رو گذاشتم کفه دستش

امیدوارم باز هم اینجا بیاد و ببینه که رکسانا خیلی خوشحاله که....

 

خوشبختانه اونا دیگه با من نیستند ولی خوب تو این یک سال دوستای خوبه زیادی هم پیدا کردم که هنوز بعد یک سال دلشو.ن برام تنگ میشه و سراغم رو میگیرند .... همون طور که میبینید زهرا هم شده یکی از نویسنده های این وبلاگ ( چغندر هم شد جزوه میوه ها) دیگه کاریش نمیشد کرد جزو ادما حسابش کردمو اوردمش به طوره رسمی توی شهر فرنگ منتظرتون هستیم منتظرمون باشید با داغ ترین عکس ها و مطالبه خواندنی....

با تشکر : رکسانا

 


اینم یک نوع حسادته دخترانه

 ............

 

بدون شرح..........

 

 

 

اینم هدیه دوسته خوبم اهورا

عکسی که خودش برای شهر فرنگ درست کرده 

و تقدیمش کرده به شهره فرنگ...

 

 

 

 مردها توی سنین مختلف ...

از بدو تولد تا روزه مرگ

برای خواندن به ادامه ی مطلب برید...


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط roxana در 87/03/23 ساعت 6:36 PM موضوع گالری عکس | نظر ندي ايشالاه واجبي بزني اب قط بشه


عکس های اوبس(خفن)

براي ديدنه عكس ها روي لينك هاي زير كليك كن ....

عکسی جالب از پسرهای دانشجو در 4 ساله تحصیل

یک اگهی استخدام خیلی عجیب(خوب اینم یک جورشه)

 عكسي جالبي از دخترهاي دانشجو در 4 ساله تحصيل

راهنماي ادب كردنه شوهر وقتي دير مياد خونه....

عكسه عروسي يوسف تيموري(چه زنه زشتي هم داره)

اخوندي با موهاي دم كفتري....

فوتباله زنا(كي گفته زنا از مردا كمترن؟)

دختر خوب بايد چه چيزايي داشته باشه....

وقتي اقا مياد خونه كه اعتراف كنه....

پيرزن بدحجاب

خودكشي گربه اي....

 

 


 

نوشته شده توسط roxana در 87/02/17 ساعت 2:46 AM موضوع گالری عکس | نظر ندي ايشالاه واجبي بزني اب قط بشه


لغاته کوچه بازاری....

اگه می خوای تو رفقا کم نیاری

چند تا از اینارو یاد بگیر...(ادامه ی مطلب)

 (به همراه البوم عکسه فرهنگ واژگانه جوادی)


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط roxana در 87/02/17 ساعت 2:39 AM موضوع جک و اس ام اس | نظر ندي ايشالاه واجبي بزني اب قط بشه


sms

يه دکتر اصفهاني زنش ميميره روي سنگ قبرش مي نويسه: آرمگاه زري همسر دکتر رحيمي مختصص زنان و زايمان، مطب: خيابان جلفا کوچه سوم پلاک 20 ساعات پذيرايي: 16 الي ۲۰

ترکه زنگ زد به اورژانس: ترکه: کمک کنيد فکر مي کنم دوستم مرده باشه مسئول: خونسردي خودتونو حفظ کنين. اول بايد مطمئن بشيم که دوست شما مرده بعد از يه سکوت طولاني و صداي يک تير... ترکه: مطمئن شدم....حالا چيکار کنم؟

مصارف مهم اس ام اس در ایران

1. پیغام های اورژانسی: "sare rat ke miai 2ta barbari bekhar" !

2. اطلاعات رسانی (سر جلسه امتحان): " جيم درسته الاغ! "

3. پیغامهای عاشقانه: " عزيزم، قبل از خواب به ياد من مسواك بزن! "!

4. جلوگیری از خشونت: " بدهكار محترم! اگه اينجا بودي خرخره‌ت رو ميجويدم "!

5. فرستادن جوک: " يه روز يه يارو ميره سربازي، دور كلاش قرمزي "!

در پي آزاد اعلام شدن ازدواج موقت از سوي وزير كشورموجي از اميد دربين جوانان پديدار شد وبا توجه به استقبال وسيع مردم زن صيغه اي سهميه بندي شد و بزودي (صفا كارت)توزيع مي شود

يه نقر ميره بهشت شاه رو اونجا ميبينه ميگه جناب شاه ما فکر ميکرديم جهنمي هستيد شاه ميگه قرار بود برم جهنم اما يه رژيم بعد من اومد که اينقدر ظلم کرد که همه ملت گفتند خدا شاه رو رحمت کنه عقو شدم. شخص ميگه حالا چرا عينک آفتابي زدي؟ شاه ميگه بسکه گفتند نور به قبرش بباره نور اينجا زياد شد مجبور شدم عينک بزنم. شخص ميگه جناب شاه حالا تو بهشت چرا ناراحت به نظر ميرسي؟ شاه ميگه دو تا حوريه بهم دادن هر چي ميگردم يک آخوند نميبينم عقدشون کنم.

یه رشتي يه كتاب مي نويسه اول كتابش براي احترام مي نويسه: تقديم به پدرم كه صميمي ترين دوست بابام بود

چند نفر اکيپي ميرن کوه نوردي شب خواب بودن ديدن يکي داد مي زنه جرج جرج... ميگن: ما اينجا جرج نداريم که! خلاصه مي خوابن صبح پا مي شن ميبينن ترکه رو گرگ خورده

برای خوندنه پسته اختصاصیه

 کلی جک و پیامک های داغه داغ(۲۰۰۹)

به ادامه ی مطلب برو.....

طبقه قوانینه مقرراته جمهوری اسلامی ایران باید نظر بدهید...

 


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط roxana در 87/02/17 ساعت 2:27 AM موضوع جک و اس ام اس | نظر ندي ايشالاه واجبي بزني اب قط بشه


عکس های خفن

پی نوشت:

راستی یک سری از شماها ایمیل ایدی منو خواسته بودید ایدی من هک شده اما یکی از ایدی های قدیمی رکسانا رو گرفتم برای ارتباط با شماها که البته با اجازه ی خودش پسوردش رو عوض کردم برای ارتباط با من این ایدی را اد کنید (زهرا)

batlaghe_sorkh


نامه ی عاشقانه ی شایان کوچولو برای پریسا کلیک کنید

 

نامه عاشقانه


چند عکس اندر مزایای چت(چه طوری ما همدیگه رو سرکار میزاریم)

عکسه شماره یک

 

عکسه شماره ی دو

 

عکسه شماره ی سه

 


برای طرفداران بالیوود:

 

  

  

  

  


چند تا عکس از خواننده ی مورده علاقه ی من سپیده

 

   

 

برای دیدنه سایزه بزرگه عکسها روشون کلیک کن....

 


 

نوشته شده توسط roxana در 87/02/01 ساعت 1:4 AM موضوع گالری عکس | نظر ندي ايشالاه واجبي بزني اب قط بشه


یک شروع بدونه رکسانا

سلام باز هم سلام زهرا هستم دوسته عزیزه رکساناهمون طور که حتما خبر دارید ... رکسانا برای یک مدتی رفته سفر (خارج از کشور) که یک سفره معمولی نیست ولی خوب من نمیتونم به ذکره بقیه جزییاتش بپردازم فقط همین قدر بگم که انشالاه تا اخره تابستون برمیگرده....حالا بماند که دو ترم رو که خانم افتاد حالا فدای سرش ایشالاه که برمیگرده و جبران میکنه...دیروز که باهاش حرف زدم ازم خواست که بیام وبلاگش رو اپ کنم اخه هنوز سیستمه رکسانا تو این خونه زیره دسته ماست و یک پوشه به نام شهر فرنگ که به نوبت پست هایی رو که میخواست بعد ها تو وبلاگ بزاره تو اون پوشه میکرد که برای پسته بعد راحت باشه تبنل خانم... داشتم میگفتم از من خواست که تو مدته نبودش وبلاگش رو با پست های خودش اپ کنم من هم تا جایی که وقت داشته باشم این کار رو میکنم امیدوارم تو این مدت بتونم مثله رکسانا تو دله شماها برای خودم جایی باز کنم پس به قول رکسانا سیلاممممممممممممممممم


تست روانشناسی برای خانوم ها(طنز)

با دوست پسر خود طبق فاصله ی قانونی روی نیمکت پارک نشستید که منکرات میاد بالای سرتون

 

الف) دوست پسرتون بلند می شه ومیگه : " مگه از روی نعش من رد شید بزارم زیدمو ببرید

ب) دوست پسرتون فرار می کنه و شما هم جز فرار راه دیگه ای ندارید

 ج) دوست پسرتون فریاد می کشه دست از سرم بردار بابا من زن و بچه دارم

2- با دوست پسر خود در یک کافی شاپ نشستید ( مثلا طبقه ی دوم یه کافی شاپ نزدیک کلانتری 15 ) و گارسون منو رو میاره

 

الف) پسره منو رو می ذاره جلوتون و می گه انتخاب کن عزیزم

 ب)دوست پسرتون یواش می گه من هر جا برم پیکمو خودم حساب می کنم اینجام فقط یه لیوان آب پرتقال می خورم

ج) دوست پسرتون یه چیزی سفارش می ده که شما اسمشم نمی تونید بگید و تند تند می خوردش و به بهانه ی اینکه باید مامانشو برسونه دکتر جیم می زنه و شما می مونید و میز

3- با دوست پسر خود توی ماشین نشستید که ناگهان یه 206 آلبالویی با 3 تا دختر مشت و ضبط بلند میان کنارتون

 

الف) پسره سرشو زیر میندازه و سرعتشو کم می کنه تا رد بشن

 ب) پسره سعی میکنه بدون اینکه شما بفهمید از همون مسیری بره که اونها می رن و چند تا شیرین کاری هم می کنه

ج) در حالی که با یه دستش شما رو به زیر صندلی فشار می ده تا اونا شما رو نبینند با دست دیگه لایی می کشه

4- دارید تو یه خیابون سوت و کور قدم می زنید و در مورد هوا صحبت می کنید که چنتا بچه ی شر بهتون تیکه میندازن مثلا به پسره می گن خوش به حالت

 

الف) دوست پسرتون در حالی که پشت به شما ازتون محافظت می کنه شروع می کنه به دعوا کردن و کتک خوردن

 ب) جوری که شما بشنوید اما اون اوباش نشنون چند تا فحش از اون خفن هاش نثارشون می کنه

ج) در حالی که نمی تونه خندشو پنهان کنه می گه راستی امرز چقدر هوا گرمه

5- با خونوادتون رفتید به بازار واسه خرید که ناگهان دوست پسرتونو با خونوادش می بینید که اونهام اومدن خرید

 

الف) دوست پسرتون کنترلشو از دست می ده و چنان نگاه نافذی به ضمیمه ی یک لبخند لوس و شاید یه چشمک به شما تقدیم می کنه که بدجوری تابلو می شه

 ب) بدون اینکه به روی خودش بیاره سعی می کنه خونوادشو راضی کنه از همون مسیری که شما می رید حرکت کنن

 ج) شما رو نمی بینه حتی وقتی واسش دست تکون می دید

6- شما یه تک زنگ می زنید به گوشیش

 

الف) کمتر از یک ثانیه بعد بهتون زنگ می زنه و 2-3 ساعت با هم حرف می زنید

ب) 10 دقیقه بعد از تلفن عمومی بهتون زنگ می زنه

 ج) بهتون زنگ نمی زنه تا خودتون دوباره بهش زنگ بزنید ( سایلنت بوده لابد نشنیده)

7- رفتید خونه ی دوست پسرتون ( برای بجا آوردن سنت حسنه ی صله ی ارحام ) که اون شما رو تو اتاقش تنها می ذاره تا مثلا گلاب بروتون بره دست به آب و شما از روی کنجکاوی کشوی میزشو باز می کنید و ........

 

 الف) یه فلش بک می زنید به 3 سال پیش که براش یه آدامس خریده بودید چون از اون آدامسه تا آخرین کادوتون حتی نامه هاتون رو داره و حتی یه عکس که از بچگی هاتون که دو سال پیش خودتون بهش دادید

 ب) تو کشوش کلی خرت و پرته که هیچ ربطی به عشق نداره

ج) توی کشو کلی نامه ی عاشقانست که هیچ کدوم خط شما نیست و کلی عکس که هیچ شباهت خواهری به پسره نداره

8- دوست پسرتون گوشی موبایلشو کنارتون جا می ذاره و این بهترین فرصته تا دفتر تلفن موبایلشو دید بزنید

 

الف) اولین نفر اسمه یه پسره که با الف شروع می شه ولی شماره ی شماست

 ب) فامیلی شما سر جاش به ترتیب حروف الفباست

 ج) اسم شما به وضوح دیده می شه البته بین 20 تا اسم دختر دیگه که اونهام به وضوح نوشته شدن ( احتمالا مثله بعضی ها اسمارو زوود یادش می ره)

9- روز ولنتاین هست و شما از قبل همه چی رو آماده کردید تا یه عصر دل انگیز رو با دوست پسرتون بگذرونید

 

الف) همونطور که انتظار داشتید بهتون زنگ می زنه و باهاتون قرار می ذاره و سر قرار بهتون یه گل هدیه می ده و موقع خداحافظی با یه کادوی خفن غافل گیرتون می کنه. (عمرا اگه)

 ب) یه شاخه گل یا شکلات با یه نامه ی عاشقانه کادوی شماست(اینم ازشون بعیده)

ج) وقتی بهش زنگ می زنید کاملا مشخصه که یادش رفته چه خبره امروز و وقتی از دستش ناراحتید و پشیمون می شید که کادوشو بهش بدید متوجه می شید اصلا کادویی نداشته که به شما بده

10) برای اینکه امتحانش کنید زنگ می زنید و بهش می گید که خواستگار دارید و باید همه چی تموم شه

 

 الف) گریه می کنه و ... ( بقیشو نمی گم تا آبروی هر چی مرده نبرم)

 ب) وقتی با ارزوی خوشبختی برات تلفن و قطع می کنه به خودش می گه حالا چه طوری دوباره مخ بزنم

 ج) بعد از چند لحظه سکوت با صدای یواش می گه " الان سر کلاسم بعدا زنگ بزن" ( من موندم صدای کی بود گفت حکم گیشنیزه ولی کلا بیخیاله دوباره امتحان گرفتن بشید بهتره )

*********************

در تمام سوالات گزینه ی (الف) 5 امتیاز و گزینه ی (ب) 3 امتیاز و گزینه ی (ج) 1 امتیاز داره

*********************

نتیجه:

اگر امتیاز شما کمتر از 30 شده : دوست پسر شما اصلا شما رو دوست نداره . اگر شما هم اونو دوست ندارید خوب بهتره دیگه بهش زنگ نزنید مطمین با شید که یادش نمی افته یکی از زیدا کم شده . اما اگه خیلی بهش علاقه دارید بهتره به سراغ نزدیک ترین فالگیر , کف بین و جادوگر برید ( تو اصفهان زیاد پیدا می شه) تا یه کم عرق مورچه رو با دم مار و چشم تمساح و جیشه بچه نابالغ و چرکه ناخنه مرده بده بهت تا بخوردش بدی بلکه عقلش بیاد سر جاش......


اگر امتیاز شما بیشتر از 30 شده : همای سعادت روی شونه شما نشسته و دوست پسرتون خیلی دوستون داره حتی ممکنه خر شه و باهاتون ازدواج کنه اما نظر شخصی من اینه که یه همچین معجزه ای بیشتر به درد کتابا می خوره نه زندگی و زن و بچه مگه نه ؟؟؟؟؟؟


اگر امتیاز شما دقیقا 30 شده : سیب زمینی همش گزینه ی (ب) رو زدی فکر کردی زرنگی به جرم تخلف امتحانی نمی تونی دوباره امتحان بدی



 

نوشته شده توسط roxana در 87/02/01 ساعت 0:15 AM موضوع تست های روانشناسی | نظر ندي ايشالاه واجبي بزني اب قط بشه


جمعه بازار

یک خاطره(از شاهکارهای رکسانا)

 

يه بار با دوستم تصميم گرفتيم كه به مسافرت بريم تا حالو هوامون عوض بشه به يكي از شهرها كه رسيديم وقتي از ماشين پياده شدم ديدم دوستم هاج و واج به دورو برش نگاه ميكنه يه هو نمي دونم چش شده بود همونجا نشست رو كاناپه همينجور گيج بود من به گارسون سفارش دادم كه براش كله پاچه بياره اونم آورد گذاشت جلوش تا اون ظرف ماكارانيو گذاشت جلوش دوستم اونو بر داشت پرت كرد طرف زنش كه اين چه زهرماريه آوردي سوپ هم شد غذا زنش هم كه خودش بخاطر اينكه ما اونو با خودمون نياورديم ناراحت بود با اين كار دوستم ناراحتتر شد رفت تو آشپزخونه حواسش پرت بود قبل از اينكه به آشپز خونه برسه يه ماشين زيرش كرد وهمون لحظه جان به جان آفرين تسليم كرد و دوستم ديگه حالي براش نمونده بود كلي سر خاك مرحوم پدرش زار زد من رفتم كه دلداريش بدم اون مي گفت من چه جوري درد بي مادريو تحمل كنم اون هنوز 7 سالشم نشده بود چرا خدا بايد تنها بچمو ازم بگيره بهش گفتم اين همه غصه نخورمال دنيا ارزش نداره كه تو داري خودتو از بين مي بري ورشكست شدي اشكال نداره هنوز سالمي و جوون مي توني كار كني و زندگيتو از نو بسازي ولي انگار كه نه انگار حرف حرف خودش بود مي گفت الا و بلا اين دختر رومي خوام من با كسي ديگه ازدواج نمي كنم منم نمي تونستم كاري بكنم آخه پدر مادرش مي گفتن بايد با دختر عموت ازدواج كني دوستمم كه اصلا دختر عموشو دوست نداشت مي گفت من دختر عمومو مي خوام ولي چون پدرش با تنها داداشش قهر بود اجازه نمي داد مونده بود كه چيكار كنه دختر عموشم كه با شوهرش اختلاف پيدا كرده بود مي خواست از خونه بره ولي با پا در ميوني منو دوستم به خونو زندگيش بر گشت اينطور بود كه ما تصميم گرفتيم به خونه برگرديم در كل ماه عسل خوبي داشتيم به همين خاطر گفتم بيام براتون بنويسم تا شما هم تو شادي منو همسرم شريك باشين انشالله واسه عروسي دعوتتون مي كنم فقط واسم دعا كنيد بهم جواب مثبت بده.....


برای دیدن سایزه بزرگ روش کلیک کن..


رفتاره اقا وقتی که به خانمش شک میکنه:

به روش رشتي - ته غيرت

مرد : خانوم جان ببخشيدا ! عذر ميخواما ! شما ديشب تا حالا كجا بودين ؟
زن : خونه عفاف ! مشكليه ؟
مرد : نه خانوم جان خيليم خوبه ! بالاخره شما هم استخدام دولت شدي
زن : ببينم كسي به من زنگ نزد !؟
مرد : عباس آقا جند بار زنگ زد ! گفتم نيستي ! كلي فوش داد بهت
زن : بابا جون يكم هم خجالت بكش يه كاري دستو پا كن واسه خودت
مرد : خانوم جان هر چي شما بگي ! اصلا اگه شما بخواي شبا تو كوچه ميخوابم
زن : لوس نكن خودتو حالا ! پاشو يه چايي ور دار بيار
مرد : چشب خانوم جان ! ميخواي دو تا بيارم اصن ؟
زن : راستي ببين امشب ساعت ? قرار دارم
مرد : حانوم جان جسارته ها ! فضوليه ! با كي قرار دارين ؟

زن : با عباس اقا ! به تو ربطي داره ؟
مرد : آها خانوم جان خيالم راحت شد ! منو عباس آقا نداريم كه
زن : ولي خودمونيما دماغت خيلي ضايست
مرد : چي ؟! چي ؟! دماغ من ؟! توهين ميكني ؟! دماغ مسئله ناموسي نيست كه بشه به
همين راحتي ازش گذشت ! اصن من ميرم خونه ننم
زن : به سلامت ! عباس از تو كمد بيا بيرون

به روش سوسولي - ايش

مرد : چرا انقد دير كردي ؟ دلم هزار را رفت ! آرايشگاه نبودي مگه ؟
زن : اوا اين چه سواليه ؟ خب معلومه آرايشگاه بودم ! مگه به من شك داري ؟
مرد : چه حرفا ميزني !! من به تو بيشتر از خودم اعتماد دارم
زن : آخه ميدوني چي شد ؟ از آرايشگاه تا خونه پياده اومدم كه آرايشم خراب نشه
مرد : اوا خوب كردي ! انقد نگران شدم ! فكر كنم فشارم افتاده پايين
زن : آخ بميرم الهي ! تو راه كه ميومدم يه چند تا از اين عوضياي جلف لجن بهم تيكه انداختن منم جوابشونو ندادم
مرد : خوب كاري كردي ! از اين آدما خيلي زياد شده ! فقط بلدن جلف بازي در بيارن
زن : حالا تو خودتو خيلي ناراحت نكن بچت ميوفته
مرد : اوا خيلي بدي تو


یک عکس که اسمش رو گذاشتم شکار لحظه ها

از سه تا هم اتاقی عزیزم ملیحه زهرا و فاطمه کلیک کن...


يه روز صبح يه مريض به دكتر جراح مراجعه ميكنه و از كمر درد شديد شكايت ميكنه.
دكتره بعد از معاينه ازش ميپرسه «خب، بگو ببينم واسه چي كمر درد شدي؟
»
مريض پاسخ ميده: «محض اطلاعتون بايد بگم كه من براي يك كلوپ شبانه كار ميكنم. امروز صبح زودتر به خونهم رفتم و وقتي وارد آپارتمانم شدم، يه صداهايي از اتاق خواب شنيدم! وقتي وارد اتاق شدم، فهميدم كه يكي با همسرم بوده!! در بالكن هم باز بود. من سريع دويدم طرف بالكن، ولي كسي را اونجا نديدم. وقتي پايين را نگاه كردم، يه مرد را ديدم كه ميدويد و در همان حال داشت لباس ميپوشيد. من يخچال را كه روي بالكن بود گرفتم و پرتاب كردم به طرف اون!! دليل كمر دردم هم همين بلند كردن يخچاله.»

مريض بعدي، به نظر ميرسيد كه تصادف بدي با يك ماشين داشته.
دكتر بهش ميگه «مريض قبليِ من بد حال به نظر ميرسيد، ولي مثل اينكه حال شما خيلي بدتره! بگو ببينم چه اتفاقي برات افتاده؟»
مريض پاسخ ميده: «بايد بدونيد كه من تا حالا بيكار بودم و امروز اولين روز كار جديدم بود. ولي من فراموش كرده بودم كه ساعت را كوك كنم و براي همين هم نزديك بود دير كنم. من سريع از خونه زدم بيرون و در همون حال هم داشتم لباسهام را ميپوشيدم، شما باور نميكنيد؛ ولي يهو يه يخچال از بالا افتاد روي سر من!»

وقتي مريض سوم مياد به نظر ميرسه كه حالش از دو مريض قبلي وخيمتره.
دكتره در حالي كه شوكه شده بوده دوباره ميپرسه «از كدوم جهنمي فرار كردي.....!!!!»
«خب، راستش من بالاي يه يخچال نشسته بودم كه يهو يه نفر اون را از طبقهء سوم پرتاب كرد پايين...»

مواظب باشین!


گربه ی که میخواد تلافی چیزش رو

که صاحبش قط کرده رو بکنه... کلیک کن


قبل از ازدواج

مرد: آره، ديگه نمی‌‌تونم بيش از اين منتظر بمونم


زن: می‌‌خواهى من از پيشت برم؟


مرد: نه! فکرش را هم نکن


زن: منو دوست داری؟


مرد: البته
!

زن: آيا تا حالا به من خيانت کردی؟


مرد: نه! چرا چنين سوالى می‌‌کنی؟


زن: منو مسافرت می‌‌بری؟


مرد: مرتب
!

زن: آيا منو می‌‌زنی؟


مرد: به هيچوجه! من از اين آدما نيستم
!

زن: می‌‌تونم بهت اعتماد کنم

.

: بعد از ازدواج

متن را اين دفعه از پائين به بالا بخوانيد !!!


یک عکسه خیلی توپ(بازش نکنی از دستت رفته)برای پس زمینه ی موبایل

 


برای دیدنه سایزه بزرگ روش کلیک کن


خوب این هم از جمعه بازاره این هفته ایشالاه این خانمه

 

با تمامه وزنش بیفته روت اگه نظر ندی ....


 

نوشته شده توسط roxana در 87/01/04 ساعت 2:46 AM موضوع گالری عکس | نظر ندي ايشالاه واجبي بزني اب قط بشه


سیلاممممممم من برگشتم

چشماتو ببند … نفس بکش… بو کن…

اگه گفتی بوی چیه؟؟؟

اووووووووووووممممم … قرمه سبزی !!!!؟؟؟

نه منگل !!!!! قرمه سبزی چیه !! بوی عیده !


بوی نوروز… بوی شیرینی… عطردرخت بهار نارنج توی حیاط خونه ی

 پدر بزرگ…

صدای قل قل سماور….

پاشو ببین چه خبره !!!

پاشو صدای پرنده ها رو گوش کن…

ده پاشو دیگه !!!!!!

.آآآآی چقد زود گذشت سال هایی که واسه رسیدن عید لحظه شماری

 می کردیم…اما حالا بدون اینکه متوجه شیم سال ها و عید ها میان و

میرن…

هیچ وقت از گذر زمان ناراحت نشو چون این قانون طبیعته !!!

وقتی ناراحت باش که زمان گذشته و تو هنوز تو همون خونه ی اولتی....

پس خوشحال باش و خدا رو شکر کن که تو جلوتر از زمان گام برداشتی…

***************

تقریبا 1 ساله که وبلاگ مینویسم…

یک سال که کامل نشده چند ماهی مونده اما خوب اولین عیدی هست

 که با شما هستم…

این شهر فرنگ کم کم داره بزرگ میشه یکی دو ماه بعد عید تولدشه

 یک ساله میشه…..

الان که دارم اینا رو می نویسم دلم واسه تک تک تون تنگه !

خیلی هاتون که گذاشتین و رفتین…اما اسمتون.. خاطره هاتون اینجا هست…

ملیکا و سجاده بی معرفت...جواده گل....سینای بامرام … فریبای

عزیزم...نیاز عزیزم.. علی کوچولو داداشه گلم...

سجاد بی مرام.. متینه بی معرفت نیوشای عزیزم... ابلیس...عسل... کیانا

داداش مهران … شبنم … یاسی ..سالیه مهربونم...ارمیتا و عسله

بی مرام... اون کسی که خیلی وقته یادش از ذهنم پاک شده و دیگه حتی

نمیخاوم اسمشو بیارم … و

بهاره عزیزم که در سخت ترین شرایط سنگ صبور بود که اونم تنهام گذاشت....

جیمی جونم که یه روز یکی بود یکی نبوده .. یه روزم غیر از خدا هیشکی

نبود !!!!

( ناگفته نمونه که این شرایط شامل حال علی و سالی هم میشه )

و خیلی از دوستای دیگه که الان ازشون خبر ندارم (ناتالی جونم

و داداش نیما)و……

اما خوشحالم که هنوز اینجا هستم و هنوز امیدوارم

 یه روزی همه برگردین پیشمون..

و از زهرای عزیزم به خاطر لطف و مهربونیاش یه دنیا ممنونم…

تقریبا میشه گفت تنها امید و دلیل موندن من !

آخه دوستا که همه یکی یکی ما رو گذاشتن و رفتن…

و الان تقریبا تنها خواننده ی وبلاگ من زهرا شده

اون اهورای همیشه بارانی که من نتونستم دوسته خوبی براش باشم

باز هم از لطف دوستایی که گه گداری به من سر میزنن یه دنیا ممنونم..

گرچه میدونم گرفتاریا زیاد شده !بد یا خوب رکسانا برگشت باز هم اومد

همون رکسانای دلقکی که عالم و ادم رو مسخره میکرد برگشت...

اما من هنوزم دلم واسه همه ی دوستای خوب وبلاگ نویسم تنگه…

بگذریم…

سال نوتون مبارک …

واسه ی همتون درشروع سال جدید آرزوی موفقیت دارم

امیدوارم عید به همتون خوش بگذره..

 اگه مسافرتین یا هر جای دیگه جای مارو هم خالی کنید..

موقع دعا کردن ما و همه نیاز مندان دعا رو فراموش نکنید..

شیر های گاز خونتونو موقع بیرون رفتن کنترل کنید..

لامپ های اضافی روهدر ندید…

آب رو خاموش کنید..

زیاد بنزین نخورین…

و در آخر لازم به ذکر است که شما میتوانید سبزه ی سفره هفت سین

 خود را از باغ " برگ سبز" کمیل تهیه نمایید چرا که دیگر هیچ گونه آفتی

 آن را تحدید(!) تهدید نمیکند.

***************************

چند خط برای بهترین گل دنیا :::

در تو چیزی هست که دیدن یا ندیدنت تو را از من نمی کاهد …

با تمام وجود .. در لحظه لحظه ی زندگی ام دوستت دارم.

و در همه حال دنیا را برایت شاده شاد و شادی را برایت دنیا دنیا آرزو

 دارم….

********************

و در آخر .....

حلول ماه مبارکه نوروز بر همه فجر آفرينان عرصه ايثار و پيروان آن حضرت مبارک باد

----------------------------------------------------------------------------------------

گوووووووووم

.

.

.

.

.

.

.

هل نشو

سال تحويل نشد

يه نفر گوزيد

----------------------------------------------------------------------------------------

اين اس ام اس را تا 2 روز ديگه نخون

.

.

.

.

.

.

.

.

ريدی بابا...اصلاً نميخاستم عيدو بهت تبريک بگم...

فقط يادت باشه من اولين نفری بودم که قبل عيد بهت ک؟ير زدم

----------------------------------------------------------------------------------------

اخبار اعلام کرد قيمت ميوه با نزديکي به ايام عيد به طور باور نکردني افزايش يافت

.

.

.

.

.

.

هواي خودتو داشته باش گلابی


این هم عکسه علیرضای گلم(پسره دختر عمم) که عیده امسال میره تو

یک سال از همین جا تولدش رو به خودش و مامان بابای گلش تبریک میگم...


 

نوشته شده توسط roxana در 87/01/01 ساعت 0:33 AM موضوع جک و اس ام اس | نظر ندي ايشالاه واجبي بزني اب قط بشه


بزرگترین سایت جاوا اسکریپت ایران